گپ و گفتی متفاوت با صادق آهنگران به بهانه "کتاب آهنگران"؛

صدای بلبل امام (ره) را از دل انقلاب می شنوید

نویسنده : علی البرزی

11 تير 1397 ساعت 11:33

صحبت از یکی از نوستالوژیک های ماندگار نسل انقلاب و نسل دهه ۶۰ است، صحبت از خاطرات نسلی است که در دوران جنگ و موشک باران به دنیا آمد و صدای گریه‌ اش در صدای مهیب رگبار و موشک گم شد، اما با نواهای ماندگار "آهنگران" شور و حالی دیگر پیداکرد و صدایش را با وصف حماسی به رخ جهانیان کشاند.


صحبت از یکی از نوستالوژیک های ماندگار نسل انقلاب و نسل دهه ۶۰ است، صحبت از خاطرات نسلی است که در دوران جنگ و موشک باران به دنیا آمد و صدای گریه‌ اش در صدای مهیب رگبار و موشک گم شد، اما با نواهای ماندگار "آهنگران" شور و حالی دیگر پیداکرد و صدایش را با وصف حماسی به رخ جهانیان کشاند.

تحریرنو : نمی دانم چرا؟ اما بی اختیار به کتاب قطوری در کنج کتابخانه شخصی نگاهی می اندازم، کتابی که میان آن همه کتاب به نوع دیگری خودنمایی می کند و به یاری تصویرروی جلدش در اولین نگاه خاطرات دهه ۶۰ را برایم زنده می شود. کتابی که با تصاویری از نوارهای کاست قدیمی و ضبط صوت های دستی بهانه ای را برایم رقم می زند تا مطالعه اش کنم.

دورنمایه نوستالوژیک

برای دقایقی سرگرم مطالعه کتابی می شوم که برای بسیاری از متولدین دهه ۶۰ و مهمتر از آن نسل انقلاب، به قول اهالی سینما سرشار از فلش بک با دورنمایه هایی آمیخته با"نوستالوژیک" های کودکی هایمان است. کتابی که با یکایک اشعارش، گاه شور حماسی گرفته ایم، گاه در غم از دست دادن رفقامون گریسته ایم و گاه پس از پیروزی ها با اشعارش حال و هوای دیگری داشتیم.

آری ! صحبت از یکی از نوستالوژیک های ماندگار نسل انقلاب و نسل دهه ۶۰ است، صحبت از خاطرات نسلی است که در دوران جنگ و موشک باران به دنیا آمد و صدای گریه‌اش در صدای مهیب رگبار و موشک گم شد، اما با نواهای ماندگار "آهنگران" شور و حالی دیگر پیدا کرد و صدایش را با وصف حماسی به رخ جهانیان کشاند. صحبت از کتابی است که با عنوان "کتاب آهنگران" که در دل خود تمامی نوحه ها، سرودها و اشعار حماسی حاج صادق آهنگران را جای داده است.

سکانس های خاطره انگیز

کتاب را ورق می زنم، هر ورقش سکانس بازگست به گذشته را برایم تداعی می کند، به ۳۰ سال پیش، به دوران انقلاب، به دوران جنگ، به دورانی که این روزها در سال ۱۳۹۵ شمسی حسرتش را می خوریم.

صحبت از کتاب و اشعاری است که زمانی برای خودش حد و مرز مشخصی نداشت و در قالب نوارهای کاست ۶۰ دقیقه ای با عنوان با "نوای آهنگران" اینجا و آنجا نداشت و در خیابان، در دست جوانان ، در خانه ها و اداره وجود داشت و حضورش را با پخش نواهایش احساس می کردیم.

یادش بخیر حتی زمانی برای به دست آوردن نوحه های جدید از هم سبقت می گرفتیم و با در دست داشتن یک نوار جدید از سری مجموعه نوارهای آهنگران به همسن و سالان خود در اصطلاح پز می دادیم که جدید ترین نوحه های حاج صادق را داریم.

سرشار از شور و سرمستی

همانطور که کتاب را ورق می زنم، به اشعاری می رسم که پس از گذشته ۳۰ سال هنوز هم سرشار از شور و سرمستی و امیداست: «ای لشکر صاحب الزمان آماده باش، بهر نبردی بی امان آماده باش.

با مطالعه این نوحه ماندگار، ناخودآگاه روی صندلی نیم خیز می شوم و به احترام همه آنهایی که روزگاری با این نوحه شور و حال دیگری داشتند و خود برای دفاع از وطن آماده می کرند، بر می خیزم و بیت دوم را زمزمه می کنم: رزمندگان جان به کف روز شجاعت آمده، ای لشکر روح خدا گاه شهامت آمده، این نیروی اسلامیان تا بی نهایت آمده..

آن زمان هارمونی شگفت انگیز اشعار "حبیب الله معلمی" و صدای گیرای "حاج صادق آهنگران" و همسرایی نوحه و رزمندگان، زندگی دوباره را در جبهه ها جاری می کرد، موج بی قراری و تلاش و همدلی و یکرنگی در رگ های تک تک جوانان انقلابی به سرعت باد نفوذ می کرد.

در این کتاب اشعاری است که با مطالعه آن گاه به احترام مدافعان وطن بر می خیزم و گاه یاد و خاطره آنها من را درجای خود میخکوب می کند : سبک بالان خرامیدن و رفتند، مرا بیچاره نامیدند و رفتند، سواران لحظه ای تمکین نکرند، ترحم بر من مسکین نکردند.

قهرمانان یکی پس به ذهنم می آیند و می روند، همه را می شناسم، همه بچه های همین انقلاب هستند: "چمران، خرازی، همت ، بابایی، باکری، زین الدین ، بروجردی و بسیاری دیگر".

یاد امام امت

با ورق زدن کتاب خاطرات و نوحه های آهنگران، سکانس دیگری از نوستالوژیک های نسل انقلاب برایم تداعی می شود. اشعاری از جنس مردم، اشعاری برای امام امت و در سوگ روح الله : چهره نیلی کن ای صبح صادق ، ناله کن با گلــــــوی شقایق ، تا حضور ملائک سفـر کن ، میهمان خدا را نظر کن.

آری! اینگونه است که صدای حاج صادق آهنگران که صدام حسین بلبل امام خمینی (ره) نامیدش، برای چند دهه همراه لحظات تلخ و شیرین این مردم بوده است. صدایی که از دل انقلاب برخاسته است.

کتاب آهنگران نام کتابی است نوشته "علی اکبری" که با هدایت و نظارت صادق آهنگران تالیف شده است. این کتاب ۹۲۰ صفحه‌ای در سال ۱۳۹۱ توسط نشر یازهرا به بازار ارائه شد. این کتاب در هفته اول انتشار توانست بیش از سه هزار نسخه فروش کند و حاوی ۲۲۰ صفحه خاطرات صادق آهنگران و همچنین متن بیش از ۵۰۰ نوحه اجرا شده توسط وی است. این کتاب حاوی ۱۲۰ عکس به همراه خاطرات منتشر شده است.

استقبال بلبل امام با نوای مرگ بر آمریکا

انگار همه چیز محیا بود تا یک روز را با حاج صادق آهنگران به بهانه انتشار اثری با عنوان "کتاب آهنگران" و اشعار حماسی و خاطره انگیزش سپری کنم. بی درنگ به ذهنم می رسد که با حاج صادق آهنگران تماسی داشته باشم و جویای احوالش شوم.

قبل از هرگونه صحبت و احوالپرسی این نوای آشنای "مرگ بر آمریکا و سرود آمریکا آمریکا مرگ بر نیرنگ تو است" که به عنوان آهنگ پیشواز تلفن حاج صادق به استقبالت می آید.

صدای سرودی آشنا که این روزها بسیار حرف ها در دل خود دارد ، شاید حاج صادق هم با این نوای پیشواز می خواهد پیام مهمی را به مخاطبانش انتقال دهد!

واژه ای که در آن زمان معنا نداشت

پس از چند بار تلاش موفق به صحبت با حاج صادق آهنگران می شوم و بحث و گفت و گویمان آغاز می شود. بحث و گفت و گویی که به بهانه "کتاب آهنگران" بود اما با کلام دلنشین حاج صادق بیشتر بر محوریت سبک زندگی دوران انقلاب و دفاع مقدس متمرکز شد.

حاج صادق می گوید: ما اگر بخواهیم گذری داشته باشیم به ارزش ها به ویژه ارزش های دفاع مقدس غیر از بحث قبل از انقلاب و شروع انقلاب تجلی ارزش ها توی هشت سال دفاع مقدس شکل گرفت. یکی از موفقیت های ما در دفاع مقدس به نظرم این بود که حب دنیا و حب زر و زیور و زینت آلات و عرض شود تجملات و اینها از دل های بچه های رزمنده بیرون رفته بود نمونه های زیادی ما داشتیم. در حقیقت واژه تجملات در آن زمان چندان معنا نداشت.

هزینه ازدواج حاج صادق

از آهنگران درباره سبک زندگی آن دوران می پرسم، در پاسخ می افزاید: برای مثال من خودم یادم می آید که زمانی که ما در سال ۵۸ ازدواج کردیم کل هزینه ازدواج را من خودم دارم، در آن زمان ما کل هزینه ازدواجمون یه جفت کفش برای همسر خریدم با یه حلقه ۳۰۰ هزار تومانی . کل ماجری ازدواجومون این بود. این را که گفتم تنها ما نبودیم، بسیاری از بچه های بسیجی و افرادی که با هم پایه های بسیج و سپاه را گذاشتیم هم اینچنین زندگی هایی داشتند.

ماجرای خانه ای که نصف شد

وی در ادامه به خاطرات جالبی از ساده زیستی بسیجیان در زمان دفاع مقدس اشاره می کند، به گفته حاج صادق آهنگران "در آن زمان ۲ نفر از بچه های بسیج بودند که بعد ها شهید شدند، این دو عزیز با هم یک خانه ای اجاره کرده بودند، اتاق پذیرایی رو نصف کرده بودند و در حقیقت دو خانوار در کنار زندگی می کردند، یکی از خانواده ها در نیمی از اتاق پذیرایی که جدا شده بود و دیگری درنیم دیگر اتاق با صفا و صمیمیت زندگی می کرند و یا در مثالی دیگر شهید مهدی باکری همیشه اهل سادگی بود وضعیت خانه اش همیشه بین بچه های جبهه و جنگ مشهور بود، به قول همسرش در خانه یک تلویزیون سیاه و سفید داشتند که هر دم هم خراب بود.

شهید باکری به هیچ وجه دنبال این نبودن که هزینه های سنگین در زندگی داشته باشد و به قول معروف چیزهای سنگین بخرد. این شهید به همراه همسرش یک زندگی صاف و ساده ای داشتند و این هم لطف خدا بود که محبت این دنیا و این تجملات را از دل های بسیجیان بیرون کرده بود تا دلشان بیشترسر جبهه و بیشتر برای اهداف مقدسی که داشتن متمرکز باشد.

دلبسته دنیا شده ایم

حاج صادق در ادامه خاطر نشان می کند: یکی از ویژگی های خوب دوران دفاع مقدس این بود که بچه ها حب دنیا از دلهایشان بود. ما در روایت هم داریم که (حب الدنیا رأس کل خطیئه) متأسفانه آدم هر چی که دلش به دنیا بیشتر باشه بره ، دلش به تجملات و آرایش زندگی بیشتر باشه و هر چی که بیشتر وابسته اینگونه موارد شود، به همون مقدار هم یاد خدا از دلش می رود ما هر چه بتوانیم زندگی را ساده بگیریم موفقیت هایمان هم بیشتر است، به ویژه در امر معنوی یعنی هر چه که ساده زندگی کنیم دلبستگی به خدا بیشتر می شود و در نتیجه معنوییتمون هم بیشتر میشه.

دور شدن از ارزش های دفاع مقدس را قبول ندارم

اما در ادامه گپ و گفت با این مداح قدیمی جبهه و جنگ، بحثمان وارد یک موضوع جالب و البته کمی چالشی می شود، از آهنگران می پرسم که آیا قبول دارید که این روزها بسیاری از جوانان از ارزش های دوران انقلاب و دفاع مقدس فاصله گرفته اند؟ در پاسخ می گوید: نه! به هیچ وجه این موضوع را قبول ندارم، ارزش های دوران دفاع مقدس در پوست و خون و رگ های جوانان این سرزمین جاری و ساری است.

من خودم در بسیاری از عروسی های جدید همین جوان ها حضور داشتم، عروسی ساده، زندگی ساده و بی آرایش و مهریه های سبک آنها را دیده ام و معتقدم که این موارد از همان ارزش های ۸ سال دفاع مقدس منتقل شده است.» وی ادامه می دهد: البته در باب تذکر به دوستان جوانم، توصیه می کنم که هر چه زندگی را راحت تر، ساده تر ، کم هزینه تر بگیرید، بی شک زندگی شاد تر، بی دغدغه و آرامی را خواهید داشت.

همه به هوش، همه به گوش

هر چند بحث و گفت و گو با حاج صادق آهنگران و صحبت از نوستالوژیک های آن زمان شیرین و خاطره انگیز است، اما این مداح دوران دفاع مقدس ترجیح می دهد که گذری هم به دوران حال و وضعیت این روزهای جامعه داشته باشد. به گفته وی ، " خدا می داند که ۸ سال جنگ تحمیلی به سختی جنگ نرم این روزها نیست.

در آن زمان تخریب، بی خانمانی، موشک، بمب و همه اینها وجود داشت، اما این روزها تهدیدی وجود دارد که جنگیدن در جبهبه جنگ نرم سخت تر، دشوار تر و پیچیده تر است. زمان ما نه تلفن همراهی وجود داشت و نه اینترنت و ماهواره ای . دشمن تمام قد با این وسایل آمده و هدفش هم زدن ریشه اعتقادات و سست کردن باورهای اسلامی در بین جوانان است.

آن زمان در جبهه بچه ها در سنگر ها با آن همه سختی می جنگیدند، اما الان در خانه نشسته ای با یک دستگاه رایانه می توانی به همه چیز دسترسی داشته باشی و متاسفانه دشمن هم از همین وضعیت به سود خود استفاده می کند، سنگر و شرایط تغییر کرده است اما دشمن همچنان هجوم می آورد، یک زمان با تانک و گلوله اما این روزها با فیلم و سریال و تولیدات نا مناسب فرهنگی اعتقادات را هدفه گرفته است. پس در این شرایط تمامی حواس ها باید شش دانگ به تاکتیک های تازه دشمن باشد و همه در تمامی شرایط به هوش و به گوش باشند تا از روش های شبیخون دشمن در مباحث فرهنگی غافل نشوند.

مواظب فضای مسموم در جبهه جنگ نرم باشید

آهنگران در ادامه صحبت ها خود به نکته قابل توجهی اشاره می کند، به باور این مداح دوران دفاع مقدس، هر چی که فضا آلوده تر باشد اگر یک نفر سالم هم وجود داشته باشد و این شخص بتواند خودش را در برابر همه هجمه ها حفظ کند، بی شک قوی تر، محکم تر و سر بلند تر از این فضای آلوده نجات پیدا می کند و یا در مثالی دیگر اگر در جای سختی گیاهی روییده باشد گیاه محکم تر و دارای عمر بیشتری می شود.

پس در نتیجه اگر جوانان بتوانند در این شرایط با وجود همه هجمه های فرهنگی و اعتقادی ، خودشان و اعتقاداشان را حفظ کنندف به طور قطع ثواب و اجر بیشتری می برند . البته باید به دقت مواظب شرایط مسموم در جبهه نبرد جنگ نرم بود، این جبهه بسیاری پیچیده سخت است و سنگرهای آن را باید با پایه اعتقادات و ارزش های دینی و اسلامی بنا نهاد.

حاج صادق کلام آخرش را با یکی از اشعار و نواهای به یاد ماندی اش تمام می کند:

رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟.... جوانمردان، جوان مردی کجا رفت؟....مرا این پشت، مگذارید بی پاک....گناهم چیست، پایم بود در خاک....اگر دیر آمدم مجروح بودم.... اسیر قبض و بست روح بودم... در باغ شهادت را نبندید....به ما بیچارگان زان سو نخندید....رفیقانم دعا کردند و رفتند....مرا زخمی رها کردند و رفتند.... رها کردند در زندان بمانم.... دعا کردند سرگردان بمانم.... شهادت نردبان آسمان بود....شهادت آسمان را نردبان بود.... چرا برداشتند این نردبان را؟.... چرا بستند راه آسمان را؟

صحبت با حاج صادق تمام می شود اما من مشتاقانه همچنان "کتاب آهنگران" را در دست دارم......

نویسنده : علی البرزی


کد مطلب: 8528

آدرس مطلب: http://tahrireno.ir/vdce.w8vbjh8nv9bij.html

تحریر نو
  http://tahrireno.ir